نقطه شروع تریدرها


پنج مرحله تکامل یک تریدر

حامد ریحانی - توییتر

اولین گامی كه برمیدارید زمانی است كه شروع می كنید نگاهی به بازار بیندازید. ميدانيد كه راه خوبی برای پول در آوردن است و هزاران چيز در مورد آن شنيده ايد وميليونرهای زیادی را ديده ايد. چند تا معامله دمو انجام می دهید ناگهان 1000$ به حسابتان افزوده می شود. خیلی لذت بخش است، چقدر ساده! پول درآوردن در ترید کریپتو یا فـارکس واقعا ساده است. باید حساب واقعی باز کنم و زود به آرزوهای برسم.

از صد نفر شنیده اید که حساب واقعی باز نکن حتما ضرر میکنی. با خود زمزمه میکنید :" من با بقیه فرق دارم ". دلیلهایی هم بر این مدعا برای خود میاورید. حساب واقعی خود را باز میکنید و شروع میکنید معامله اول 120$ دلار سود . وای چقدر خوب. کم کم اوضاع عوض میشود یک ضرر سنگین میکنید یک کم احساس بدی می کنید اما هنوز امیدوارید.

شروع میکنید به معامله کردن و ریسک کردن. معامله های بسیاری می كنيد و ريسك های زيادی رو متحمل ميشويد. اما قيمتها برخلاف پيش بينی شما تغيير ميكند. درجهت خلاف دفعه پيش يك پوزیشن ديگر می گیرید، جهت حرکت قيمتها برعكس می شود دوباره و دوباره و. شک می کنید که شاید کسی عمدا میخواهد شما رو ببازاند و از میدان خارج کند!

متاسفانه ترید کردن مثل نواختن پیانو، كه در ابتدا كاربسيار راحتي به نظر ميرسه ولی بعد از مدت كوتاهی متوجه میشوید كه مشكلتر از اين نميشود. انواع نت ها ، انواع کشش ها و پیدا کردن کلیدهای پیانو و. بعد از مدتی معامله کردن و ترید به بزرگترین چالش زندگیتان تبدیل میگردد. چالشی که هرگز تصور نمی کردید آنقدر بزرگ باشد.

خب اين مرحله يك است مرحله ای كه شما نسبت به بی كفايتی خود برای ترید کردن آگاه نیستید.

مرحله يك می تواند به مدت يك يا دو هفته یا حتی یک ماه طول بكشد سپس وارد مرحله دوم ميشويد.

حامد ریحانی - توییتر

مرحله دوم جایی است كه می فهميد كار بيشتری بايد انجام دهيد و چيزهای زیادی وجود دارند كه بايد ياد بگيريد. هوشيارانه می فهميد كه يك معامله گر نالايق هستيد و مهارت و بينش لازم را برای كسب يك سود مستمر نداريد.

در طی اين فاز، سيستم ها و E-Book های فراوانی می خريد و وب سايت ها و انجمنهای زيادی را ميخوانيد و جستجوی خود را برای يافتن جام مقدس آغاز ميكنيد. در اين مرحله، خوره سیستمها و استراتژی ها شده و از اين روش به آن روش ميپريد، بدون اينكه یکی را پیگیری کنید و ببينيد آيا جواب مي دهد يا نه؟ بعد از چند ضرر سیستم خود را عوض می کنید و یا آن را تغییر میدهید و میخواهد بهینه کنید تا دیگر ضرر نکنید.

هر وقت به انديكاتور جديدی بر ميخوريد خوشحالی وجودتان را فرا میگيرد و فکر میکنید كه اين ديگر خودش است. تاپیک ها و مضوعاتی با عنوان سیستم تضمینی ، سیستم 100% و. شما رو حسابی جذب میکند، تمام سيستمهای اتوماتيك را روی پلتفرم تريد خود امتحان ميكنيد، از ميانگين ها گرفته تا خطوط فيبو ناچی و حمايت و مقاومت و DMI , ADX و. و صدها چيز ديگر، همه با اميد اينكه سيستم جادویی شما امروز شروع ميشود.

سعی می كنيد بالا و پايين قيمتها را بگيريد و نقطه دقيق بازگشت را با انديكاتور خود پيدا كنيد ولی باز هم ضرر مي كنيد با وجود اينكه كاملا مطمئن بوديد. به نقطه شروع تریدرها چت رومهای زنده ميرويد و ميبينيد كه ساير معامله گران با استفاده ازروشهای بسيار ساده سود ميكنند. چرا شما اينطور نيستيد؟ ميليونها سوال داريد كه بعضی از آنها ممكن است احمقانه به نظر برسند. در خودتان كمی احساس خنگی كرده و فكر ميكنيد كه کسانی كه اين حرفها رو می زنند دروغگو هستند. شما مطالعات بسیاری كرده ايد و چيزهای زيادی می دانيد، حداقل به اندازه آنها اطلاعات داريد! پس چرا آنها سود می كنند ولی شما نه؟ پس حتما دروغ می گويند.

ولی می بينييد كه حساب آنها روز به روز بزرگتر ميشود در حاليكه حساب شما كوچك و كوچك تر می شود. شما مثل يك نوجوان هستيد. معامله گران ديگر شما را نصيحت می كنند ولی لجبازيد و فكر می كنيد خودتان بهتر می دانيد. سرمایتون رو به صفر می رسانيد و با وجود اينكه همه می گويند ديوانه ايد باز هم توجهی نمی كنيد چرا كه شما بهتر ميدانيد!

پول می دهيد و از اشخاص مختلف سيگنال ميخريد ولی بازهم به درد شما نمی خورد. اين قسمت ممكن است سالها طول بكشد. در واقع اگر به خوبی پيش برويد بيش از يك سال طول می كشد. شخصا بسیاری از دوستان خود را دیده ام که بعد از سه یا 4 سال هنوز در این مرحله اند و در حال تلاش برای گرفتن کف ها و سقف ها و پیش بینی دقیق بازار.

در نهايت از اين مرحله خارج می شويد درحالیکه پول و زمان زيادی را بيشتر از آنچه فكر می كرديد صرف اين كار كرده ايد. دو يا سه حساب بزرگ را صفر كرده و شايد 3 يا 4 بار به كلی از این كار منصرف شده ايد.

نحوه نقطه شروع تریدرها محاسبه اندازه موقعیت (position size) در معاملات چگونه است؟ آنچه که لازم است تریدرها بدانند!

trader

این‌که سبد دارایی شما چه‌قدر بزرگ باشد، چندان اهمیتی ندارد وقتی شما مدیریت ریسک مناسب را انجام ندهید و از تمامی جوانب تجارت و معامله خود آگاهی نداشته باشید. بدون در نظر گرفتن شرایط و عدم آگاهی از مدیریت ریسک و محاسبه اندازه موقعیت، ممکن است دارایی‌های خود را وارد میدان ریسک‌ها کنید!

هفته‌ها یا حتی ماه‌ها پیشرفت را می‌توان با یک مدیریت معاملاتی ضعیف از بین برد.

یک هدف اساسی که در زمینه تجارت یا سرمایه‌گذاری وجود دارد، اجتناب از تصمیم‌گیری‌های احساسی است. همان‌طور که ریسک مالی در قضیه درگیر است، احساسات نیز نقشی اساسی دارند.

باید بتوانید احساسات خود را تحت کنترل داشته باشید تا بر تصمیمات معاملاتی و سرمایه‌گذاری شما تأثیر نگذارند. به همین دلیل، تهیه مجموعه قوانینی مفید است که بتوانید آن‌ها را در تصمیمات معاملاتی خود اجرایی کنید.

بیایید این قوانین را قوانین سیستم معاملاتی شما بنامیم. هدف این سیستم مدیریت ریسک و حذف تصمیمات غیر ضروری است. هنگام تعیین قوانین سیستم معاملاتی خود لازم است مواردی را در نظر بگیرید. افق سرمایه‌گذاری شما چیست و چگونه است؟ میزان ریسک شما زیاد است یا کم؟ روی چه‌قدر سرمایه می‌توانید ریسک کنید؟

ما می‌توانیم به بسیاری از موارد دیگر اشاره کنیم اما در این مقاله از تترلند، بر روی یک جنبه خاص تمرکز خواهیم کرد و آن نحوه اندازه‌گیری و تعیین موقعیت‌های معاملات فردی است.

portfolio

نحوه تعیین اندازه حساب

اگرچه این مرحله ساده و یا حتی غیر ضروری به نظر می‌رسد، اما یک بخش بسیار مهم است. به خصوص اگر که در این زمینه مبتدی هستید، ممکن است به شما کمک کند تا قسمت‌های خاصی از تصمیمات خود را به استراتژی‌های مختلفی اختصاص دهید. به این ترتیب می‌توانید پیشرفتی که با استراتژی‌های مختلف انجام می‌دهید را با دقت بیشتری ارزیابی کنید و همچنین احتمال ریسک بیش از حد را کاهش دهید.

به عنوان مثال، بگذارید بگوییم شما به آینده بیت‌کوین خوش‌بین هستید و یک موقعیت طولانی مدت را در کیف پول سخت افزاری خود دارید. احتمالاً بهتر است این سرمایه را به‌عنوان بخشی از سرمایه تجاری خود حساب نکنید چرا که آینده مشخص نیست و شما باید دارایی‌هایی حال خود را جز سرمایه فعلی خود حساب کنید.

بنابراین تعیین اندازه موقعیت، تعیین سرمایه موجود و در دسترس شما است که می‌تواند یک استراتژی معاملاتی مناسب برای شما باشد.

risky

نحوه تعیین میزان ریسک حساب

مرحله دوم تعیین میزان ریسک حساب شما است. این مرحله شامل تصمیم‌گیری در مورد درصد سرمایه موجودی شما است که آیا مایلید آن را در یک معامله مجزا ریسک کنید یا خیر.

قانون 2٪

در دنیای مالی سنتی، یک استراتژی سرمایه‌گذاری وجود دارد به نام قانون 2٪ که طبق این قانون، یک معامله‌گر نباید بیش از 2٪ از حساب خود را در یک معامله به خطر بیندازد و روی آن را ریسک کند. ما به معنای دقیق آن می‌پردازیم، اما ابتدا اجازه دهید این قانون را متناسب با بازارهای ارزهای دیجیتال تعریف کنیم.

قانون 2٪ یک استراتژی مناسب برای سبک‌های سرمایه‌گذاری است که معمولاً فقط شامل ورود به چند موقعیت بلند مدت هستند. همچنین، به طور معمول نسبت به دیگر استراتژی‌ها در زمینه ارزهای دیجیتال، با ابزارها و شاخص‌های کمتری انجام می‌شود.

اگر تریدر فعال‌تری هستید و به‌خصوص اگر تجارت خود را به تازگی شروع می‌کنید، محافظه کارانه‌تر عمل کردن می‌تواند موثر باشد. در این حالت، اجازه دهید این را قانون را به قانون 1٪ تغییر دهیم.

این قانون حکم می‌کند که شما نباید بیش از 1٪ از حساب خود را در یک معامله و تجارت به خطر بیاندازید. آیا این بدان معناست که شما فقط با 1٪ سرمایه موجود خود وارد معاملات می‌شوید؟ قطعاً خیر! این فقط به این معنی است که اگر ایده معاملاتی خود شما اشتباه کرده باشید و قیمت به حد ضرر برسد، فقط 1٪ از حساب خود را از دست خواهید داد!

نحوه تعیین ریسک تجارت و محاسبه اندازه موقعیت

تاکنون، اندازه و ریسک حساب خود را تعیین کرده‌ایم. بنابراین، چگونه می‌توان اندازه‌گیری موقعیت را برای یک معامله تعیین کرد؟

ما ابتدا نگاه می‌کنیم که نقطه عدم اعتبار ایده معاملاتی شما کجاست. این مرحله یک ملاحظه اساسی است و تقریباً در مورد هر استراتژی اعمال می‌شود. وقتی نوبت به معامله و سرمایه‌گذاری می‌رسد، ضرر و زیان‌ها همیشه بخشی از آن خواهند بود.

Digital asset

در حقیقت، ریسک‌ها یک قطعیت هستند. ریسک‌ها و ضررها مانند یک بازی احتمالاتی هستند که حتی بهترین معامله‌گران همیشه در برابر آن‌ها در امان نیستند. گاهی نیز ممکن است برخی از معامله‌گران به مقدار زیادی با ریسک‌ها سر و کار داشته باشند و در بسیاری از معاملات خود سود بالایی کسب کنند. چه‌طور ممکن است؟ همه این‌ها به مدیریت صحیح ریسک، داشتن یک استراتژی معاملاتی و پایبندی به آن برمی‌گردد.

به همین ترتیب، هر ایده معاملاتی باید دارای یک نقطه ورود و خروج باشد. اینجاست که می گوییم: “ایده اولیه ما اشتباه بود و ما باید از این موقعیت خارج شویم تا ضررهای بعدی را کاهش دهیم”. در سطح عملی‌تر، این فقط به معنای جایی است که ما حد ضرر و زیان خود را تعیین می‌کنیم.

روش تعیین نقطه عدم اعتبار کاملاً مبتنی بر استراتژی معاملات فردی و معیارهای خاص فردی است. نقطه ورود و خروج می‌تواند براساس پارامترهای فنی، مانند یک منطقه حمایت یا مقاومت باشد. همچنین می‌تواند براساس شاخص‌ها، شکسته شدن ساختار بازار یا موارد دیگری نیز باشد.

برای تعیین حد ضرر، رویکردی متناسب با همه ابعاد و مناسب همه اشخاص وجود ندارد. شما باید خودتان تصمیم بگیرید که کدام استراتژی مناسب سبک شما است و بر اساس آن نقطه ورود و خروج از معامله را تعیین کنید.

در پایان

محاسبه اندازه موقعیت معامله به برخی از استراتژی‌های دلخواه فردی مبتنی و وابسته نیست. این محاسبه باید شامل تعیین ریسک حساب و بررسی نقطه خروج قبل از شروع معامله باشد.

جنبه مهم این استراتژی‌ها، اجرای دقیق آن‌ها است. هنگامی که اندازه موقعیت و نقطه خروج معامله را تعیین کردید، با دقت و بررسی شروع کنید.

به یاد داشته باشید که بهترین روش برای یادگیری اصول مدیریت ریسک و محاسبه اندازه موقعیت، تمرین و استفاده صحیح از آن‌ها است.

نقطه شروع تریدرها

مقدمه

در کشور ما و در سالهای اخیر روش تحلیلی پرایس اکشن همزمان با سایر نقاط دنیا به سرعت رشد پیدا کرده و فراگیر شده است. در این راستا و بخاطر وجود سبک های تحلیلی مختلف پرایس اکشن منابع و مراجع مختلفی ارایه شده اند که در این بین در کشور ما سبک فولر در پرایس اکشن کمتر شناخته شده و به سبک های دیگر توجه بیشتری شده است. فولر در مقالاتی خصوصیات و ویژگی های سبک تحلیلی خودش را آموزش داده است که از این به بعد و در سلسله نوشتارهایی به یادگیری آموزه های فولر خواهیم پرداخت تا با این سبک کاربردی و قدرتمند در پرایس اکشن بیشتر آشنا شویم.

چطور نقطه ورود را شناسایی و ترید را مدیریت می کنم

درس امروز بررسی کاملی از نحوه شناسایی نقطه ورود و نحوه مدیریت پوزیشن های من در مارکت خواهد بود. در این مثال برای توصیف نحوه تحلیل و اقدام به یک ترید از یک ست آپ (چیدمان) پین بار در جفت ارز پوند/دلار که همین جمعه هفته قبل شکل گرفت استفاده می کنم. درس امروز مانند دریچه ای به ذهنم خواهد بود در نتیجه شما می توانید درک بهتری از پروسه تحلیلی یک ترید موفق در تایم فریم روزانه بر اساس ست آپ های ساده پرایس اکشن پیدا کنید.

چطور یک سیگنال ورودی را شناسایی می کنم

اولین قدم برای پیدا کردن سیگنال ورود، بررسی چارتهای مختلف را شامل می شود. شما احتیاج دارید که یک چک لیست از بهترین جفت ارزها برای ترید را در اختیار داشته باشید و بعد در اولین قدم چارت های روزانه مختلف را بررسی کنید و باید اینکار را هر روز در ساعت مشخصی انجام بدهید که بهترین زمان برای تحلیل چارت ها زمان بسته شدن بازار نیویورک و باز شدن بازار اروپا است. این زمانی است که قدرت بازار رو به افول میگذارد و روز جدید کاری در آسیا شروع می شود که غالبا نوسانات قیمتی به میزان فعالیت بازارهای نیویورک یا اروپا نخواهد بود. همینطور که چارت های مختلف را بررسی می کنم مشخصاً به دنبال این موارد هستم: روندها، سطوح مقاومتی و تریگر های پرایس اکشن در ابتدا تعیین می کنم که آیا در مارکت روندی جاری است یا خیر. برای انجام اینکار به ساختار قیمت توجه می کنم و اینکه آیا در قیمت با سقف های بالاتر و کف های بالاتر روبرو هستم و یا سقف های پایینتر و کف های پایین تر شکل گرفته است. همینطور به جهت مووینگ در تایم فریم روزانه توجه می کنم. سپس هر سطح مقاومتی اصلی و مهمی را در چارت شناسایی می کنم 21 و 8های نمایی بخاطر اینکه ترکیب سطوح مقاومت استاتیک (خطوط افقی) و تریگر های پرایس اکشن ترکیب بسیار قدرتمندی را شکل می دهند. ولی چارتم را از خطوط متعدد حمایت و مقاومت لبریز نمی کنم و فقط خطوطی را ترسیم می کنم که اصلی و مهم باشند با تمرین بیشتر شما هم می توانید این سطوح رو بهتر تشخیص بدهید. برای شروع به مثال جفت ارز پوند دلار در تایم فریم روزانه دقت کنید.

به ست آپ (چیدمان) پین بار شکل گرفته درچارت فوق دقت کنید. بعد از اینکه تشخیص دادم بازار دارای روند است و یا دچار حالت ساید و رنج شده است و خطوط اصلی مقاومت روبروی چارت را ترسیم کردم، حالا به دنبال مشاهده سیگنالهای بدیهی و واضح پرایس اکشن شکل گرفته در چارت می گردم. دوست دارم تا جایی که ممکن است همجهت با روند ترید کنم و شروع همراهیم با ترند از سطوح مقاومتی هم جهت با روند باشد اما گاهی اوقات در بازار روندی شکل نگرفته که در این زمانها می توانیم به دنبال شناسایی تریگرهای پرایس اکشن در نزدیکی سطوح مقاومتی اصلی باشیم. در این حالت می توانیم در بازارهای ساید هم بر اساس ست آپ های پرایس اکشن ترید کنیم و یا بطور کلی اقدام به تریدهای کانتر ترند (ضد روند) نماییم. (مثال این مقاله مربوط به یک وضعیت است که در آن روند شکل گرفته است در مقاله ای دیگر وضعیت ترید در بازارهای ساید بررسی خواهد شد). در مثال ست آپ پین بار جفت ارز پوند دلار (چارت فوق) در بازار شاهد شروع یک روند هم موید این امر هستند و همچنین میبینیم که اخیرا بازار از حالت ساید و خنثی 21 و 8 نزولی هستیم و کراس مووینگ های شروع به ریزش کرده است. پین بار شکل گرفته نقطه شروع تریدرها همزمان با روند جاری نزولی ایجاد شده و در برخورد با ساپورت قبلی و قرار دارد و چون این پین بار تمامی شرایط لازمه در پلن معاملاتی مرا برای یک سیگنال ایده 1.5900مقاومت فعلی در نرخ آل را شامل می شد تصمیم به ترید بر اساس این تریگر خوب پرایس اکشنی گرفتم.

چطور حد ضرر را تعیین کنیم

برای تعیین دقیق میزان حد ضرر قواعدی وجود دارد که می توانید بر اساس آنها عمل کنید: ابتدا اینکه سعی کنید استاپ را در یک سطح منطقی قیمت قرار بدهید. بنابراین در ست آپ پین بار مثال فوق استاپم را بالای شادوی پین بار قرار دادم چون این نقطه ای است که اگه قیمت به آن برسد به من می گوید که تریگر ورودیم سیگنال خطا داشته است .دقت داشته باشید که شما باید همیشه حد ضررتان را همزمان در وقتیکه می خواهید سفارش معامله را به اجرا بگذارید تنظیم کنید و هرگز بدون
و 1.5887 پپسی در نرخ 100تعیین حد ضرر و استاپ گذاری وارد بازار نشوید. در چارت زیر می توانیم ببینیم که حد ضرری داریم. این مسله از این جهت مهم است که بر اساس این میزان حد ضرر، تارگت و هدف 1.5787نقطه ورودی در نرخ قیمتیمان را تعیین می کنیم که در این مورد در ادامه صحبت میکنم.

چطور یک هدف قیمتی را شناسایی کنیم

هستم (نقطه شروع تریدرها یا بیشتر) در چارت پوند و تریگر پین بار 2 به 1وقتی تارگتم را تعیین می کنم به دنبال یک ریسک/ ریوارد حداقل پپسی هستم (یا بیشتر). دقت کنید که در اینجا فقط از 200 پپس بود و به این خاطر به دنبال تارگتی 100 میزان ریسک من سنجش میزان پپس استفاده می کنم و نه ریسک (در آینده مقاله ای در مورد استراتژی های مدیریت سرمایه در سبک فولر ارایه خواهد شد) و بعد چک می کنم که در مسیر تارگتی که تعیین کرده ام هیچ مقاومت و یا حمایت اصلی و مهمی در پیش نباشد. اگر در این مسیر مقاومت مهمی وجود نداشت تارگتم را تعیین می کنم ولی اگردیدم پیش از رسیدن قیمت به تارگت برابر ریسک اولیه)، مقاومت مهمی وجود دارد بررسی مجددی می کنم تا ببینم این ترید را انجام بدهم یا خیر. 2(به میزان برابری را هم قبول می کنم مشروط به اینکه تریگر شکل گرفته از شرایط ایده الی برخوردار 1.5گاهی اوقات یک تارگت باشد.

خروج از یک پوزیشن احتمالا یکی از مشکل ترین جنبه های ترید است و چیزی است که در گذر زمان در این حوزه بهتر می شوید. بزرگترین مشکل تریدرها در زمینه خروج، عدم خروج به موقع به امید گرفتن سود بیشتر است .تریدر طمع کاری نباشید 1 سودتان را بر اساس یک ریسک نقطه شروع تریدرها ریوارد : یا بیشتر بگیرید البته می توانید پوزیشنتان را تریلینگ کنید و بر اساس تحلیلتان 2 برای گرفتن سود بیشتر اقدام کنید. فقط به دام این بازی نیافتید که تارگتی را تعیین کنید و بعد وقتی قیمت به آن نزدیک شد مرتبا تارگت را به امید سود بیشتر جابجا کنید و فکر نکنید که همیشه بازار در جهت سود بیشتر ما تا ابد حرکت خواهد کرد.

اردر گذاری ترید در نرم افزار بروکر

در این زمینه نمی توانم وارد ریز جزئیات بشوم چون همه ما از یک نوع نرم افزار و یا یک بروکر مشخص استفاده نمی کنیم ولی یکسری ملاحظات کلی هست که در مورد آنها صحبت میکنم. مطمین باشید نقطه شروع تریدرها که تمامی پارامترهای سفارش خرید یا فروش درست نوشته شده اند، حد ضرر، نقطه ورود و تارگت. قبل از کلیک برای فعال شدن سفارشتان مجددا همه چیز را دوباره چک کنید چون چیزی بدتر از این نیست که پولتان را بخاطر یک عدد گذاری اشتباه در اردر به راحتی از دست بدهید . ارزشش را دارد که سرعت عملکردتان را کم کنید و با کمی صرف وقت بیشتر مطمئن بشوید که تمامی پارامترهای لازمه را به درستی در سفارش خرید یا فروشتان نوشته اید.

مدیریت ترید

بعد از اینکه با ترید وارد بازار شدین تازه کار اصلی شروع می شود . برای اکثر تریدرها مدیریت یک پوزیشن جایی است که باعث از بین رفتن تمام زحماتشان می شود. در حقیقت زمانیکه وارد بازار شدید واقعا نیاز ندارید کار زیادی را انجام بدهید جز ساعت بعد کار خاصی 24اینکه روزی یکبار پوزیشن را چک کنید. وقتی پوزیشن پوند را بر اساس ست اپ پین بار گرفتم تا پپس است و دیگر تا روز بعد کاری نکردم100 نکردم. وقتی روز بعد برگشتم متوجه شدم که پوزیشن در سودی بیش از (روز بعد برگشتم (چهارشنبه این هفته) و تصمیم گرفتم که از ترید خارج شوم چرا که پوزیشن در سودی Set & Forget) برابر ریسک اولیه قرار داشت. پس دقت کنید که طمع نکنید و پوزیشن در سودی را بیش از حد باز نگه ندارید و 2.5حدودا برابر ریسک اولیه در سود هستید قسمتی از سود را برداشت کنید و یا حداقل استاپ اولیه را به نقطه 2یا حداقل وقتی بیش از معقولی منتقل کنید تا از سودتان محافظت شود.

کنترل احساسات در یک ترید

شاید بهترین روش برای اینکه مطمین باشید احساس در تریدتان دخیل نیست این است که مبلغ بیش از حدی را برای یک ترید ریسک نکنید.مرتبا از تریدرهای مختلف ایمیل های زیادی را دریافت می کنم که به من می گویند دائم اً ضرر می کنند و یا اینکه تمام مدت شب بیدارند و همینطور خیره به چارت نگاه می کنند و یا اینکه نمی توانند از فکر کردن به تریدی که دارند رها بشوند و هر لحظه به آن فکر می کنند. تنها دلیلی که تریدرها این کارها را می کنند اینست که آنها مبلغ زیادی را بروی هر ترید ریسک می کنند و یا مرتبا و به دفعات زیادی ترید می کنند. شما باید میزان مبلغی را ترید کنید که در صورت از دست دادنش این مسئله برایتان قابل هضم باشد چرا که در هر تریدی این امکان هست که شما ضرر کنید. بله ترید بر اساس استراتژی پرایس اکشن شانس بالایی برای موفقیت دارد ولی شما هرگز با اطمینان نمی دانید که کدام تریدتان موفق و کدام منجر به ضرر خواهد شد در نتیجه شما باید بروی هر تریدتان به شکل معقولی میزان ریسک را مدیریت کنید. دلیل اینکه تریدرها ریسک بیش از حدی را در هر ترید انجام میدهند و یا بیش از حد ترید می کنند توقعات غیر واقعی آنها از بازار است .باید این مطلب را به جد مد نظر داشته باشید که قرار نیست شما به سرعت ثروتمند بشوید بلکه باید یک هدف گذاری برای سودگیری آهسته ولی پیوسته و مستدام از بازار را برای خودتان تعریف کنید و بعد در طول زمان و به مرور موجودی حسابتان را افزایش بدهید. اما متاسفانه بنظر میرسد که اکثر تریدرها این صبوری را ندارند و در نتیجه دچار چرخه ای از تریدهای نقطه شروع تریدرها احساسی میشوند که نتیجه اش مشخص است.

بعد از اتمام ترید

بعد از اینکه از تریدی خارج شدید (چه سود و چه ضرر) باید نتایج تریدتان را دقیقاً ضبط و ذخیره کنید اینکه چه اتفاقی افتاد و به اصطلاح یک ژورنال ترید داشته باشید (در این مورد بعدا یک مقاله اختصاصی ارایه خواهد شد) داشتن یک ژورنال ترید اهمیت دارد چون باعث می شود که بتوانید یک روال برای ثبت و ضبط و بررسی نتایج تریدهایتان داشته باشید و از مزایای آن اینکه در آن یکسری از ویژگی های شخصیتان نظیر نظم و یا فقدان دسیپلین در تریدهایتان را می توانید شناسایی کنید. همانطورکه می بینید برای ترید در مارکت پروسه پیچیده ای ندارم .فقط یه منطق ساده ترکیبی از نظم و درک و بینشی از مهارتهای تکنیکی و استراتژی های ترید است. شما هم بعد از اینکه مدتی استراتژی های ترید پرایس اکشن را تمرین کردید می توانید با توسعه درک تکنیکالتان از این استراتژی ها، روش شخصی خودتان را که با آن راحت تر هستید ایجاد کنید و این امر باعث می شود که با سهولت بیشتری فقط ست آپ ها و وضعیت های کاملاً واضح و مشخص، مشابه نمونه پین باری که در چارت پوند دیدید را برای ترید انتخاب کنید.

پیدا کردن نقطه ورود فارکس، 3 استراتژی ورودی که باید امتحان کنید!

پیدا کردن نقطه ورود فارکس، 3 استراتژی ورودی که باید امتحان کنید!

نقطه ورود فارکس به شما می‌گوید که چه زمانی وقت شلیک است.

شما چگونه وارد معامله می‌شوید؟ استراتژی خاصی دارید؟ اگر بخواهم از اهمیت نقطه ورود صحبت کنم بهتر است با یک مثال شروع کنیم. شما چگونه از خیابان عبور می‌کنید؟ آیا بدون نگاه کردن سرتان را پایین می‌اندازید و رد می‌شوید؟ به احتمال زیاد این کار را نمی‌کنید و سعی می‌کنید قبل از عبور ابتدا مطمئن شوید که خطری شما را تهدید نمی‌کند، مگر این که قصد داشته باشید زیر گرفته شوید! همین رویکرد در معاملات نیز صادق است و شما باید فقط زمانی به بازار وارد شوید که اطمینان کامل داشته باشید نقطه ورودی که استراتژی‌تان به شما می‌دهد، مطمئن است.

پیدا کردن نقطه ورود فارکس ممکن است برای‌تان کار پیچیده‌ای باشد زیرا ورودی‌های متغیر فراوانی این بازار را به حرکت در می‌آورد. در این مقاله به بررسی استراتژی‌هایی می‌پردازیم که شما را تبدیل به یک نقطه زن می‌کند، پس این مطلب را از دست ندهید و تا پایان با من همراه باشید.

نقطه ورود فارکس (Forex Entry Point) چیست؟

این نقطه به قیمتی اطلاق می‌شود که سرمایه گذار یا تریدر در آن وارد پوزیشن می‌شود که این سفارش می‌تواند از نوع خرید باشد یا از نوع فروش. Entry Point جز یک استراتژی از پیش تعین‌شده است که ریسک سرمایه گذاری را به حداقل می‌رساند و تصمیم‌گیری بر اساس احساسات را حذف می‌کند. برای دستیابی به یک معامله پر سود اولین قدم ورود در نقطه مناسب است.

معرفی 3 استراتژی برای ورود به معامله

بهترین زمان برای ورود به بازار فارکس به استراتژی و سبک معاملاتی بستگی دارد. چندین رویکرد و متدهای مختلف وجود دارد که در این بخش به معرفی 3 مورد می‌پردازیم:

  • استراتژی اول: استفاده از کانال‌های قیمتی

خطوط روند یکی از ابزارهای اساسی هستند که توسط تحلیل گران تکنیکال برای شناسایی سطوح حمایت و مقاومت مورد استفاده قرار می‌گیرند. همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید سقف بالاتر(Higher high) و کف بالاتر (Higher low) نشان‌دهنده یک روند صعودی است. همین نکته به شما کمک می‌کند تا در حمایت‌ها نقطه شروع تریدرها خرید و در مقاومت‌ها دست به فروش بزنید.

الگوهای کندل استیک ابزارهای قدرتمندی هستند که توسط تریدرها برای جست و جوی نقطه ورود فارکس استفاده می‌شود. الگوهایی مانند اینگولفینگ (Engulfing) و ستاره دنباله دار (Shooting star) که اغلب توسط معامله گران با تجربه به کار می‌رود. در مثال زیر می‌توان کندل چکش (Hammer) را به عنوان یک نقطه بازگشتی قیمت در نظر گرفت که برای ورود به معامله مناسب است.

این به این معنی نیست که مشاهده این کندل‌ها به معنای نقطه ورود است بلکه به این معنی است که برای ورود به معامله الگوهای کندل استیک هم مهم هستند. چک کردن این الگوها قبل از ترید باعث کاهش ریسک می‌شود و احتمال موفقیت‌آمیز بودن تحلیل را بیشتر می‌کند. هنگام مشاهده این الگوهای کندلی شما باید منتظر تائیدیه بمانید. بسیاری از تریدرها برای این تایید از اندیکاتورها و اخبار و … استفاده می‌کنند.

یکی از پرکاربردترین ابزارها استفاده از شکست قیمت برای ورود به موقعیت است. معاملات بریک‌اوت به این معنی است که شما نقاط کلیدی مهم را روی چارت پیدا کنید و از آن‌ها برای بازکردن پوزیشن استفاده کنید. تجربه و تخصص در پرایس اکشن لازمه موفقیت در استراتژی Breakouts است. اساس این روش حرکت قیمت در بالا یا پایین حمایت و مقاومت شکسته شده است. با توجه به سادگی این Strategy پیدا کردن نقطه ورود فارکس برای افراد تازه‌کار با این روش مناسب‌تر است.

نقطه ورود

پیدا کردن نقطه ورود فارکس به کمک اندیکاتورها

این که شما چه اندیکاتوری را برای پیدا کردن این نقاط به کار ببرید بستگی به استراتژی‌تان دارد. در زیر به معرفی 3 اندیکاتوری می‌پردازیم که می‌توانید از آن‌ها کمک بگیرید.

این اندیکاتور قدرت خرید و فروش را نشان می‌دهد و برای بازارهای رنج و رونددار مناسب است.

معامله گران برای به دست آوردن نقطه ورود از چند MA استفاده می‌کنند و به دنبال نقاط تلاقی آن ها برای وارد شدن به پوزیشن خرید و فروش می‌گردند.

بهترین اننتخاب برای بازارهای رنج و روند دار است. می‌توانید از کراس‌های آن در جهت ترند بازار استفاده کنید.

نحوه محاسبه اندازه موقعیت (position size) در معاملات چگونه است؟ آنچه که لازم است تریدرها بدانند!

trader

این‌که سبد دارایی شما چه‌قدر بزرگ باشد، چندان اهمیتی ندارد وقتی شما مدیریت ریسک مناسب را انجام ندهید و از تمامی جوانب تجارت و معامله خود آگاهی نداشته باشید. بدون در نظر گرفتن شرایط و عدم آگاهی نقطه شروع تریدرها از مدیریت ریسک و محاسبه اندازه موقعیت، ممکن است دارایی‌های خود را وارد میدان ریسک‌ها کنید!

هفته‌ها یا حتی ماه‌ها پیشرفت را می‌توان با یک مدیریت معاملاتی ضعیف از بین برد.

یک هدف اساسی که در زمینه تجارت یا سرمایه‌گذاری وجود دارد، اجتناب از تصمیم‌گیری‌های احساسی است. همان‌طور که ریسک مالی در قضیه درگیر است، احساسات نیز نقشی اساسی دارند.

باید بتوانید احساسات خود را تحت کنترل داشته باشید تا بر تصمیمات معاملاتی و سرمایه‌گذاری شما تأثیر نگذارند. به همین دلیل، تهیه مجموعه قوانینی مفید است که بتوانید آن‌ها را در تصمیمات معاملاتی خود اجرایی کنید.

بیایید این قوانین را قوانین سیستم معاملاتی شما بنامیم. هدف این سیستم مدیریت ریسک و حذف تصمیمات غیر ضروری است. هنگام تعیین قوانین سیستم معاملاتی خود لازم است مواردی را در نظر بگیرید. افق سرمایه‌گذاری شما چیست و چگونه است؟ میزان ریسک شما زیاد است یا کم؟ روی چه‌قدر سرمایه می‌توانید ریسک کنید؟

ما می‌توانیم به بسیاری از موارد دیگر اشاره کنیم اما در این مقاله از تترلند، بر روی یک جنبه خاص تمرکز خواهیم کرد و آن نحوه اندازه‌گیری و تعیین موقعیت‌های معاملات فردی است.

portfolio

نحوه تعیین اندازه حساب

اگرچه این مرحله ساده و یا حتی غیر ضروری به نظر می‌رسد، اما یک بخش بسیار مهم است. به خصوص اگر که در این زمینه مبتدی هستید، ممکن است به شما کمک کند تا قسمت‌های خاصی از تصمیمات خود را به استراتژی‌های مختلفی اختصاص دهید. به این ترتیب می‌توانید پیشرفتی که با استراتژی‌های مختلف انجام می‌دهید را با دقت بیشتری ارزیابی کنید و همچنین احتمال ریسک بیش از حد را کاهش دهید.

به عنوان مثال، بگذارید بگوییم شما به آینده بیت‌کوین خوش‌بین هستید و یک موقعیت طولانی مدت را در کیف پول سخت افزاری خود دارید. احتمالاً بهتر است این سرمایه را به‌عنوان بخشی از سرمایه تجاری خود حساب نکنید چرا که آینده مشخص نیست و شما باید دارایی‌هایی حال خود را جز سرمایه فعلی خود حساب کنید.

بنابراین تعیین اندازه موقعیت، تعیین سرمایه موجود و در دسترس شما است که می‌تواند یک استراتژی معاملاتی مناسب برای شما باشد.

risky

نحوه تعیین میزان ریسک حساب

مرحله دوم تعیین میزان ریسک حساب شما است. این مرحله شامل تصمیم‌گیری در مورد درصد سرمایه موجودی شما است که آیا مایلید آن را در یک معامله مجزا ریسک کنید یا خیر.

قانون 2٪

در دنیای مالی سنتی، یک استراتژی سرمایه‌گذاری وجود دارد به نام قانون 2٪ که طبق این قانون، یک معامله‌گر نباید بیش از 2٪ از حساب خود را در یک معامله به خطر بیندازد و روی آن را ریسک کند. ما به معنای دقیق آن می‌پردازیم، اما ابتدا اجازه دهید این قانون را متناسب با بازارهای ارزهای دیجیتال تعریف کنیم.

قانون 2٪ یک استراتژی مناسب برای سبک‌های سرمایه‌گذاری است که معمولاً فقط شامل ورود به چند موقعیت بلند مدت هستند. همچنین، به طور معمول نسبت به دیگر استراتژی‌ها در زمینه ارزهای دیجیتال، با ابزارها و شاخص‌های کمتری انجام می‌شود.

اگر تریدر فعال‌تری هستید و به‌خصوص اگر تجارت خود را به تازگی شروع می‌کنید، محافظه کارانه‌تر عمل کردن می‌تواند موثر باشد. در این حالت، اجازه دهید این را قانون را به قانون 1٪ تغییر دهیم.

این قانون حکم می‌کند که شما نباید بیش از 1٪ از حساب خود را در یک معامله و تجارت به خطر بیاندازید. آیا این بدان معناست که شما فقط با 1٪ سرمایه موجود خود وارد معاملات می‌شوید؟ قطعاً خیر! این فقط به این معنی است که اگر ایده معاملاتی خود شما اشتباه کرده باشید و قیمت به حد ضرر برسد، فقط 1٪ از حساب خود را از دست خواهید داد!

نحوه تعیین ریسک تجارت و محاسبه اندازه موقعیت

تاکنون، اندازه و ریسک حساب خود را تعیین کرده‌ایم. بنابراین، چگونه می‌توان اندازه‌گیری موقعیت را برای یک معامله تعیین کرد؟

ما ابتدا نگاه می‌کنیم که نقطه عدم اعتبار ایده معاملاتی شما کجاست. این مرحله یک ملاحظه اساسی است و تقریباً در مورد هر استراتژی اعمال می‌شود. وقتی نوبت به معامله و سرمایه‌گذاری می‌رسد، ضرر و زیان‌ها همیشه بخشی از آن خواهند بود.

Digital asset

در حقیقت، ریسک‌ها یک قطعیت هستند. ریسک‌ها و ضررها مانند یک بازی احتمالاتی هستند که حتی بهترین معامله‌گران همیشه در برابر آن‌ها در امان نیستند. گاهی نیز ممکن است برخی از معامله‌گران به مقدار زیادی با ریسک‌ها سر و کار داشته باشند و در بسیاری از معاملات خود سود بالایی کسب کنند. چه‌طور ممکن است؟ همه این‌ها به مدیریت صحیح ریسک، داشتن یک استراتژی معاملاتی و پایبندی به آن برمی‌گردد.

به همین ترتیب، هر ایده معاملاتی باید دارای یک نقطه ورود و خروج باشد. اینجاست که می گوییم: “ایده اولیه ما اشتباه بود و ما باید از این موقعیت خارج شویم تا ضررهای بعدی را کاهش دهیم”. در سطح عملی‌تر، این فقط به معنای جایی است که ما حد ضرر و زیان خود را تعیین می‌کنیم.

روش تعیین نقطه عدم اعتبار کاملاً مبتنی بر استراتژی معاملات فردی و معیارهای خاص فردی است. نقطه ورود و خروج می‌تواند براساس پارامترهای فنی، مانند یک منطقه حمایت یا مقاومت باشد. همچنین می‌تواند براساس شاخص‌ها، شکسته شدن ساختار بازار یا موارد دیگری نیز باشد.

برای تعیین حد ضرر، رویکردی متناسب با همه ابعاد نقطه شروع تریدرها و مناسب همه اشخاص وجود ندارد. شما باید خودتان تصمیم بگیرید که کدام استراتژی مناسب سبک شما است و بر اساس آن نقطه ورود و خروج از معامله را تعیین کنید.

در پایان

محاسبه اندازه موقعیت معامله به برخی از استراتژی‌های دلخواه فردی مبتنی و وابسته نیست. این محاسبه باید شامل تعیین ریسک حساب و بررسی نقطه خروج قبل از شروع معامله باشد.

جنبه مهم این استراتژی‌ها، اجرای دقیق آن‌ها است. هنگامی که اندازه موقعیت و نقطه خروج معامله را تعیین کردید، با دقت و بررسی شروع کنید.

به یاد داشته باشید که بهترین روش برای یادگیری اصول مدیریت ریسک و محاسبه اندازه موقعیت، تمرین و استفاده صحیح از آن‌ها است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.