معامله‌گران با احساس


روان شناسی معاملات و نقش آن در هیجان‌های بورسی چیست؟

احساسات در معاملات نقش به‌سزایی داشته و احساسات یک معامله‌گر است که به وی در بسیاری از لحظه‌ها دستور خرید یا فروش را صادر می کند.

وحید بلالی؛ بازار: «خرید و فروش هیجانی تازه واردان بورس»، این جمله را در بسیاری از تحلیل های بورسی شنیده ایم، اصلی ترین عاملی که باعث می شود معاملات وارد فاز هیجانی شود، ورود احساس معامله گران در بورس است، به عبارت دیگر معامله گران وقتی به یک نماد احساس مثبت دارند آن را خریداری کرده و زمانی که احساس مثبت خود را نسبت آن از دست می دهند آن را می فروشند.


کار با پول
برای اینکه بتوانیم تعریف دقیقی از احساس در معامله نام ببریم ابتدا باید تعریف دقیقی از پول ارائه کنیم، پول چیست؟ به عنوان نمونه یک میلیون تومان چیست؟ جواب اول شما این است پولی که قدرت خرید معادل یک میلیون تومان سهم را به ما می دهد، اسکناس از آن جهت اعتبار دارد که ما به آن اعتقاد و اطمینان داریم و معتقدیم ممکن است با تورم ارزش آن کاسته شود ولی هنوز اعتبار خرید دارد و به جای اجناس یا کالاها و یا سهام بیشتر بتوانیم اجناس، کالاها و سهام کمتری بخریم.

پول کجا چاپ می شود و اعتبار خود را از کجا به دست می آورد؟
پول کجا چاپ می شود و در کجا به پول هوشمند اعتبار داده می شود؟ درست است در بانک مرکزی. اما پول فقط در بانک مرکزی تولید می شود و قدرت خرید و احساس درگیر در پول را جامعه و تقاضا تعیین می کند. این عوامل مقدماتی بود تا احساس در معاملات را توضیح دهیم، در معاملات بورس شما بیشتر از هر چیزی از ذهن خود استفاده می کنید، به این معنی که هر چند ما در بازارها با پول معامله می کنیم اما این معامله بر سر ارزش واقعی شرکت ها یا امثال آن ها نیست، بلکه ما احساسات خود را داد و ستد می کنیم و صرفا به این دلیل در بازار وارد معامله ای می شویم که انتظارات خاصی را به این کار خود مرتبط کرده ایم.معامله‌گران با احساس

هر چند در بورس به ظاهر دارایی ها معامله می شوند، اما در واقع ما تنها احساسات خود را معامله می کنیم و همین دلیلی است بر این که چرا برانگیختگی خلقی و احساسی روزانه معامله گران قیمت ها را مرتبا دچار نوسان می کند، بنابر این وقتی از سرمایه گذاری در بورس صحبت می کنیم می توانیم از وسط گذاشتن احساساتمان در بورس بگوییم به این نگاه ناگهان بسیاری از از موضوعات برایمان روشن می شود.

ترس و طمع چیست؟
حتما این جمله را شنیده اید که ترس و طمع محرک قیمت همه چیز است، خواه سهام باشد یا ارز یا طلا و یا نفت. در مورد طلا این موضوع به وضوح قابل مشاهده است، عده ای از مردم با تحریک طمع خود سکه را از بازار آزاد تهیه کرده و در بورس کالا به فروش می رسانند و می توانند قیمت سکه را به راحتی بالا ببرند، قیمت طلا در چند سال گذشته به این دلیل رشدی انفجاری داشته است، با از بین رفتن اعتماد مردم به سیستم های اقتصادی تعداد بیشتری از مردم به سمت تبدیل پول های خود به طلا روی آورده اند و این پدیده تنها مختص ایران نیست و درسرتاسر جهان نیز اتفاق افتاده است، البته به علت تورم بالای ۴۰ درصد و ایجاد ترس و طمع بیشتر در دل مردم ایران شدت شیب افزایش قیمت طلا در ایران چند برابر کشورهای توسعه یافته و حتی در حال توسعه دیگر است.

خب حالا ترس چیست؟ طمع چیست؟ اگر از بورس بازان بپرسید جواب های بسیاری را خواهید شنید، برخی نیز اصلا جوابی ندارند، طمع نیز نوعی ترس است، طمع وقتی به وجود می آید که انسان احساس کند از به دست آوردن چیز ارزشمندی جا مانده است، طمع انسان را کور می کند، ارزیابی بی طرفانه را غیر ممکن می سازد و به راحتی می تواند توهم را جایگزین واقعیت کند دقیقا همان چیزی که امروز در بورس ایران در ذهن تازه واردان بورسی شکل گرفته است.

اکنون می توان فهمید که چرا قیمت سهم بعد از ارائه یک گزارش سه ماه خوب با کاهش ۱۰ درصدی باز می شود، زیرا صرفا در روزی بازگشایی شده است که تمام بازار منفی است، یعنی معامله گران تازه وارد درک درستی از هیچ سهمی نداشته و فقط با احساس خود معامله می کنند.

احساسات انسان ها و عصبی شدن متعاقب آن دلیل افزایش یا کاهش ۵ تا ۱۰ درصدی قیمت سهم ها تنها در یک ساعت هستند، درست مشابه همان رفتاری که این روزها در بورس تهران رخ می دهد، البته این پدیده تنها به ایران مربوط نبوده و در بازار جهانی نیز بسیار دیده شده است، مانند آن چیزی که در بازار نفت فیوچرز در یک ماه اخیر رخ داد، اما تمام فعالان بازار احساسی فکر نکرده و تصمیم نمی گیرند و این افراد هستند که می توانند سال های سال در بورس مانده و درآمدزایی کنند.

اعتماد سیستم اصلی در بورس

اگر سیستم سرمایه داری را به عنوان یک کلیت واحد نگاه کنیم می بینیم این سیستم بر پایه یک چیز استوار است و آن اعتماد است. به همین علت است که سیاست گذاران اقتصادی وظیفه دارند نگذارند حتی یک بانک نیز ورشکسته شود و به همین علت در سال ۲۰۱۱ سعی کردند با چنگ و دندان نگذارند ایتالیا و یونان ورشکسته شوند، در ایران نیز ورشکستگی یک بانک مهم دولتی به منزله از بین رفتن اعتماد به سیستم اقتصادی دولت می تواند قلمداد شود و باعث هرج و مرج اقتصادی شود، پس شما توانستید بفهمید که چرا عده ای از مردم ایران وارد فعالیت های سفته بازی شده اند؟، به همین علت که آن عده اعتماد خود را به سیستم اقتصادی کشور از دست داده زیرا می بینند روز به روز قدرت خرید کمتر شده و تورم از درآمد بیشتر افراد ایرانی پیشی گرفته است. اگر این اعتماد در کل بدنه جامعه از دست برود کار تمام است، پول ها بی ارزش می شوند و تنها به تکه کاغذهایی تبدیل خواهند شد.

در نتیجه پول چیزی نیست جز اعتماد قابل لمس و بورس هم جایی است برای معامله بر اساس احساس. ترکیب این دو با هم معجونی می شود که برای کسی که طرز تهیه آن را نمی داند بسیار خطرناک خواهد بود. هر فردی خود را سزاوار نوشیدن این معجون بداند باید بداند که چه ریسک هایی را به جان می خرد. اما یک تازه وارد بورسی این نکات را می داند؟ جواب خیر است. تازه کاران بورسی در ایران تنها به دنبال گرفتن سیگنال های خرید و فروش بوده و حتی زحمت یادگیری تحلیل های ابتدایی در بورس را نیز به خود نمی دهند، اگر شما تحلیگر حرفه ای بنیادی و تکنیکال هم باشید باید کار با پول را بلد بوده و مغلوب احساسات در معامله نشوید حال اینکه فعالان تازه وارد بورسی در ایران اساسا هیچ کدام از این سه مهارت را ندارند و چقدر خطرناک هستند این فعالان تازه وارد.

برگرفته از بخش هایی از کتاب ذهن زیبا در بورس نوشته آندریاس فیچر و توماس وینتر

روانشناسی بازار ارز دیجیتال | سفر به ذهن تریدرهای موفق!

روانشناسی بازار ارز دیجیتال یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در این بازار است که کمتر به آن توجه شده است. وقتی صحبت از بازار کریپتوها و معامله رمز ارزها به میان می‌آید، دانش تحلیل و معامله‌گری اولین مسئله‌ای است که مهم جلوه می‌کند. شاید فکر کنید هر زمان تحلیل تکنیکال را فول یاد گرفته و بر تحلیل بنیادی مسلط شوید، یک معامله‌گر شکست ناپذیر خواهید شد! اما تجربه ثابت کرده که یک تحلیلگر خوب، لزوماً یک تریدر خوب نیست! تحلیلگران حرفه‌ای زیادی بوده‌اند که با بهترین استراتژی‌های تحلیل، به دفعات از بازار شکست خورده‌اند.

آن هنگامی که رمز ارز ما افزایش قیمت چشمگیری داشت و به طمع سود بیشتر از فروشش خودداری کردیم، گواه این است که علم روانشناسی بازار ارز دیجیتال چقدر با اهمیت است. دانش روانشناسی بازار به ما کمک می‌کند نه تنها احساسات خود را کنترل کنیم بلکه از آن‌ها در جهت کسب سود استفاده کنیم.

اکثر معامله‌گران هنوز اهمیت روانشناسی بازار ارز دیجیتال را درک نکرده‌اند. احساسات شما و سایر تریدرهای بازار به قدری موثر است که حتی گاهی جهت بازار را تغییر می‌دهد. مطالعه این مطلب برای شما ضروری است چون کمک می‌کند از احساسات خود به هنگام معامله، در راستای موفقیت استفاده کنید.

اهمیت روانشناسی بازار ارز دیجیتال

پیش از آن که به تعریف روانشناسی بازار کریپتوها بپردازیم، با هم اهمیت آن را در موفقیت بررسی خواهیم کرد. بازار ارزهای دیجیتال دارای سه بعد است که عبارتند از:

  1. بُعد تحلیلی
  2. بُعد روانشناسی
  3. بُعد مدیریت سرمایه

اکثر تحلیلگران کل انرژی خود را روی بُعد تحلیلی بازار گذاشته و به آن دو بُعد دیگر کمتر می‌پردازند. شناخت کامل نسبت به همه‌ی ابعاد بازار ضروری است. تحلیلگری و تریدینگ دو دنیای متفاوت هستند. افرادی هستند که در حوزه تحلیل استاد بوده؛ اما بُعد روانشناسی بازار ارز دیجیتال یا بُعد مدیریت سرمایه در آن را نادیده گرفته و به همین دلیل نتوانستند تریدرهای خوبی باشند. در مقابل افرادی هستند که خیلی هم در تحلیل ماهر نیستند؛ اما تریدرهای خوبی هستند. تریدر حرفه‌ای یک دوره تحلیل و مدیریت سرمایه را پشت سر گذاشته و اصول روانشناسی بازار را رعایت می‌کند.

روانشناسی بازار چیست؟

روانشناسی به طور کل مطالعه و علم به رفتار افراد است؛ اما وقتی از روانشناسی بازار ارز دیجیتال یا کلاً بازارهای مالی صحبت می‌کنیم، منظور چیست؟ روان شناسی بازار یا ترید به مجموعه رفتارهایی گفته می‌شود که به معامله‌گر کمک می‌کند احساساتش را کنترل کرده و از آن‌ها در جهت پیروزی در معاملات استفاده کند. روانشناسی بازار یعنی علم به حرکت یک بازار با توجه به واکنش‌ها و شرایط احساسی افرادی که در آن فعال هستند.

در تعریفی دیگر ، به احساسات و رفتارهایی اشاره دارد که در زمان معامله بروز می‌کنند. احساساتی که تصمیمات تریدر را تحت تاثیر قرار می‌دهد. علم روانشناسی معامله یا بازار ارزهای دیجیتال در پی شناخت این احساسات و رفتارها است. در معامله‌گری دو نوع احساس به شدت موج می‌زند که یکی ترس و دیگری طمع می‌باشد. سایر احساساتی که در ترید بروز می کنند عبارتند از: امید، خشم، هیجان، اضطراب، یاس، ریسک‌پذیری و.

تریدرهایی که از تحلیل تکنیکال در معاملات خود استفاده می‌کنند نیز می‌توانند از روانشناسی بازار بهره ببرند. بررسی نمودار قیمت کریپتوها قطاری از احساسات معامله‌گران را به نمایش می‌گذارد. شناخت احساسات حاکم بر بازار، فرصت‌های سودده بسیاری به بار می‌آورد.

احساسات عمده تریدرها که بر بازار ارز دیجیتال موثر هستند

طمع ، زیاده خواهی و تمایل شدید انسان به پول است. این حرص آنقدر زیاد است که گاهی منطق انسان را ضایع می‌کند. این ویژگی مقدمه‌ی بسیاری از رفتارها و تصمیمات یک معامله‌گر در بازار ارزهای دیجیتال خواهد بود. بارها شده در معامله‌ای به سود مطلوب رسیدیم اما همین حرص نگذاشته از معامله خارج شویم. ارز دیجیتالی را بدون آن که خوب بشناسیم خریداری کرده‌ایم فقط چون قیمت آن به سرعت رشد کرده است. این رفتارها و سایر رفتارهای مشابه آن همگی از طمع ما تریدرها نشات می‌گیرد.

ترس ، احساس دیگری است که موجب می‌شود معامله‌گران معاملات خود را زود ببندند. تریدرها از ضررهای بزرگ ترسیده و ریسک منطقی و لازم را نمی‌پذیرند. هرگاه بازار ارزهای دیجیتال روند نزولی به خود می‌گیرد، احساس ترس تریدرها آن‌ها را به سرعت از بازار خارج کرده و فشار عرضه در بازار شدت می‌گیرد. علم به روانشناسی بازار کمک می‌کند ما این احساس ترس را شناخته و کنترل کنیم.

امید ، افراد به امید کسب سود وارد بازارهای مالی می‌شوند. اصلاً اگر امید به سود کردن نباشد، انگیزه‌ای نیز برای ورود به بازار وجود نخواهد داشت. امید یک تریدر را به تحرک در می‌آورد. البته اگر امید و انتظار بیش از حد باشد، تهدیداتی ناشی از اغراق در توانایی‌ها پدید می‌آید. امید و انتظار باید با استدلال و محاسبات منطقی همراه باشد.

چرخه احساسات تریدرها در بازار

روانشناسان معتقدند که نوسانات قیمت در بازار متاثر از احساسات افراد است. عملاً رشد بازار به علت نگرش مثبت و اعتماد به نفس مشارکت‌کنندگان است. یعنی یک موج از احساسات مثبت تقاضا را افزایش می‌دهد. در مقابل احساست منفی نیز منجر به افزایش عرضه در بازار خواهد شد.

احساسات در بازار صعودی یا گاوی

از نظر روانشناسی بازار ، هنگامی که یک بازار روند صعودی دارد، سه نوع احساس در آن شدت می‌گیرد:

  1. خوش‌بینی
  2. حرص و طمع
  3. اعتماد به نفس

اغلب، همین احساسات منجر به شدید شدن خریدها در بازار می‌شود. در چرخه روانشناسی بازار، احساسات اثر چرخشی دارند. در واقع احساسات مثبت حاکم بر بازار با افزایش قیمت‌ها مثبت‌تر می‌شوند. همین امر، به عواطف بازار سیر صعودی بخشیده و آن را به سمت بالاتر می‌کشاند.

گاهی همین شور افراد می‌تواند باعث شکل‌گیری حباب قیمت در بازار شود. در چنین شرایطی اکثر تریدرها هیجان‌زده و غیرمنطقی می‌شوند. فراموش می‌کنند ارزش واقعی آن دارایی چقدر است و فقط به امید ادامه یافتن روند صعودی بازار، آن را می‌خرند. اینجاست که طمع به میان می‌آید و چشم منطق تریدرها را می‌بندد.

احساسات در بازار نزولی یا خرسی

از نظر روانشناسی بازار ، در بازاری که روند نزولی دارد، افراد احساس اندوه را تجربه می‌کنند. عصبانیت، افسردگی و احساسات نظیر این در افراد بروز خواهد کرد. آن احساس سرخوشی و طمع در افراد تبدیل به احساس ناخرسندی می‌شود. همین طور که بازار روند نزولی خود را طی می‌کند، احساسات حاکم بر بازار منفی و منفی‌تر خواهند شد. این احساسات معمولاً شامل اضطراب و وحشت‌زدگی هستند.

در این شرایط سرمایه‌گذاران به دنبال علل کاهش قیمت ها می‌گردند. آن‌ها نمی‌خواهند باور کنند روند صعودی به پایان رسیده است و وارد مرحله انکار می‌شوند. در حقیقت سعی در حفظ جایگاه خود دارند چون فکر می‌کنند برای فروش دیر شده و بازار دوباره برمی‌گردد. پس از آن که قیمت‌ها حتی از این هم پایین‌تر آمدند، ترس و وحشت بازار را به سمتی هدایت می‌کند که سرمایه‌گذاران تسلیم شده و در پایین‌ترین قیمت دارایی خود را می‌فروشند.

وقتی بازار به این نقطه یعنی کف قیمت می‌رسد، روند نزولی متوقف شده و به ثبات خواهد رسید. اینجا احساس خشم و عصبانیت وجود سرمایه‌گذار را فرا خواهد گرفت. در نهایت با بهبود وضع بازار مجدد احساس امید و انتظار، سرمایه‌گذاران را به بازار جذب خواهد کرد.

کنترل احساسات به کمک روانشناسی در بازار ارز دیجیتال

تا به حال دیدیم که درصد تصادفات یک راننده که چند سال است گواهینامه گرفته بیشتر از یک راننده آماتور است. آن راننده که خیلی وقت است رانندگی می‌کند، به دلیل با تجربه بودن برخی احتیاط‌ها را کنار می‌گذارد. در حالیکه راننده آماتور بی ادعا تک تک موارد را رعایت می‌کند.

در بازار ارزهای دیجیتال نیز همین موضوع صدق می‌کند. تحلیلگران حرفه‌ای در هنگام معامله اهمیت احساسات درون خود را نادیده می‌گیرند. خیال می‌کنند استادانه تحلیل می‌کنند و ترید کرده، سود می‌برند؛ اما اگر به احساسات خود نپردازند، اگر راه کنترل احساسات خود را نیابند، ممکن است تحت کنترل احساسات خود تصمیمات اشتباهی بگیرند.

برای آن که از یک تحلیلگر خوب به یک تریدر خوب تبدیل شوید به موارد زیر نیاز دارید:

  • آرامش روان
  • بالا بردن سرعت تصمیم‌گیری
  • بهبود سرعت عمل
  • کنترل احساسات ترس و طمع
  • تسلط بر غرور
  • پذیرش شکست و دوباره شروع کردن

داشتن چنین مهارت‌هایی به نظر من شصت هفتاد درصد کار است که در هیچ کلاس و آموزشگاهی تدریس نمی‌شود. این مسائل را خود شما باید در درون خود کشف کنید.

جمع‌بندی

روانشناسی بازار یکی از ابعاد بازار دیجیتال است که نادیده گرفتن آن مانع موفقیت ما خواهد بود. ما به کمک روانشناسی بازار و معامله می‌توانیم از حالات روحی خود برای سوق دادن معاملات به سمت سوددهی استفاده کنیم. روانشناسی علاوه بر شناخت احساسات و ویژگی‌های شخصیتی موثر در تریدها، تکنیک‌هایی به ما ارائه می‌دهد تا کمتر احساس سردرگمی و ناتوانی کنیم. در مطالب بعدی شما را با این فوت و فن‌های روانشناسی ترید در بازار ارزهای دیجیتال آشنا خواهیم کرد.

نظر شما در این باره چیست؟ به نظر شما دانش تحلیل به تنهایی کافیست؟ آیا واقعا روانشناسی بازار تا این حد با اهمیت است یا خیر؟ نظرات خود را در قسمت دیدگاه با ما به اشتراک بگذارید.

رایج ترین اشتباهات معامله گران فارکس را بدانید

اشتباهات معامله گران فارکس در بازارهای مالی

اشتباهات معامله گران فارکس با اینکه یک موضوع تکراری محسوب می شود اما همچنان بسیاری از تریدرها ، (اگر نگوییم همه) از آن ها رنج می برند،پس تصمیم گرفتیم در این مقاله به طور عمیق این اشتباهات را که اشاره ای به روانشناسی معامله گری دارد، مورد بررسی و بحث قرار دهیم. رایج ترین اشتباهات معاملاتی، و مهمتر از آن، ما سعی خواهیم کرد ابزارهایی را در اختیار شما قرار دهیم تا آن چالش ها را ساده تر برطرف کنید.

اگر میخواهید یک معامله گر موفق در بازار فارکس باشید، یک لیوان قهوه یا چای برای خودتان بریزید و در ادامه مقاله همراهمان باشید 🙂

رایج ترین اشتباهات معامله گران فارکس چه مواردی هستند؟

دو چیز وجود دارد که معامله‌گران فکر می‌کنند بیشتر از همه از آن رنج می‌برند :

1- انجام معامله بیش از حد مجاز ( Over trading )

2- اهرم یا لوریج بالا

اما اینها فقط قسمت کوچکی از یک مشکل بسیار بزرگتر هستند،در واقع اینها فقط اقدامات هستند، آنها مانند علامت بیماری می مانند که باید آن را درست شناسایی کنیم.
چیزی در پشت این رفتار وجود دارد که باعث می شود معامله گران در نهایت وارد معامله یا اهرم بیش از حد شوند.دقیقا همان چیزی است که ما می خواهیم بفهمیم.

در ادامه چند نمونه از نمودارها را معامله‌گران با احساس برایتان قرار دادیم که هر نمودار داستانی را بیان می کند:

اهرم یا لوریج بالا

این یک حساب 80 هزار دلاری است، ما می‌توانیم برای مدتی سودهای بسیار کمی را ببینیم، و ناگهان با ضرر بزرگی به پایان می‌رسد و حساب را صفر می‌کند. بنابراین، این یک معامله اهرمی یا انتقامی یا معامله بیش از اندازه است که باعث این امر شده است.
این می تواند نتیجه عدم صبر باشد، معامله گر معامله‌گران با احساس احساس بی حوصلگی می کرد و می خواست به سرعت سود کند اما در نهایت ضرر زیادی متحمل شد.

عدم صبر

چیزی مشابه در اینجا، (یک حساب 10 هزار دلاری) خط نقطه چین، خط حقوق صاحبان سهام است و خط آبی خط تعادل است، بنابراین می توانید با توجه به سودهای اندک، کاهش شدیدی را در سهام مشاهده کنید،

این معامله گر برای به دست آوردن سودهای ناچیز، مقدار زیادی ضرر را متحمل می شود. .
نظم و انضباط کافی برای حفظ یک استراتژی که ممکن است خیلی طول بکشد تا به شما نتیجه دهد ممکن است ناامید کننده باشد و احساساتی را برانگیزد که باعث شود معامله گر آرزوی بازدهی بیشتری در مدت زمان کمتری را داشته باشد، سپس معاملاتی را باز کند که در نهایت ضرر شود و آرزوی بزرگ سود زیاد از دست بدهد .
برای سوددهی سریعتر، معامله گر حساب را منفجر می کند !

اعتماد به نفس بیش از حد

اینجا نیز ما می‌توانیم تعادل خوبی را ببینیم، اما همچنین سهامی را که مدت زیادی در حال کاهش است،
ببینیم. این معامله‌گر چقدر به هدف نزدیک بود؟ فقط چند صد دلار فاصله داشت؟ اعتماد بنفس بیش از اندازه ای که این معامله گر در طول این مدت بخاطر سودهای بیشتر داشت و میخواست سریعتر به هدف خود برسد که باعث شد حسابش دچار ضرر بزرگی شود و حسابش را از دست بدهد و هر چه به دست آورده بود به بازار پس بدهد.

حجم بیش از اندازه

چیزی مشابه در اینجا، معامله‌گری که در اوایل کارش با رعایت حجم شاهد رشد و ضرر حسابش است، کارش خوب است و ولی زمانی که می‌خواهد سریع به هدف برسد، بنابراین اندازه لات یا حجم را افزایش می‌دهد که در نهایت منجر به یک ضرر بزرگ می‌شود.

نسبت ریسک به ریوارد (Risk/Reward) یا سود به ضرر منفی

در اینجا معامله گر در ابتدا با رعایت این نسبت توانسته است حساب خودش را به آهستگی رشد دهد هر چند گاهی حساب ضررهایی را داشته است، اما وقتی که معامله‌گر می‌خواهد به سرعت به هدف برسد – معامله بزرگ‌تری انجام می‌دهد، ضرر بزرگی دریافت می‌کند و سپس به نقطه پایان می‌رسد.

هر نموداری داستانی پشت خود دارد و ما می‌توانیم علل یا محرک‌های متفاوتی را در هر کدام ببینیم. برخی از این محرک ها می تواند شامل یک احساس باشد، ممکن است یک انتظار باشد، ممکن است فقدان نظم و انضباط، عدم ثبات، عدم اعتماد به سیستم، حرص و آز و شاید اعتماد بنفس بیش از حدی باشد که در نهایت با استفاده از اهرم بالاتر یا معاملات بیش از حد مجاز منجر به از دست دادن حساب خواهد شد.

انتظارات غیرواقعی

بیایید در مورد معامله‌گران با احساس دلایل احتمالی اشتباهات رایج معامله گری در معاملات بیش از حد و اهرم بالا که در واقع همان انتظارات غیر واقعی هستند صحبت کنیم:
اگر کمی بیشتر آن را بررسی کنیم، انتظارات غیر واقعی را می توانیم در سه جنبه متفاوت دسته بندی کنیم :

  • انتظارات غیر واقعی در مورد موفقیت
  • انتظارات غیر واقعی در مورد نتایج
  • انتظارات غیرواقع بینانه در مورد زمان

داشتن انتظارات غیر واقعی از موفقیت

به عنوان یک انسان، ممکن است زمانی که شروع به انجام هر کاری می کنیم، گمان کنیم مسیر پیشرفت و موفقیت ما یک مسیر خطی و ساده است و به راحتی به هدف خود خواهیم رسید.

اما در تجارت و معامله گری، مسیر موفقیت واقعاً اینگونه به نظر می رسد:

این یک راه طولانی بسیار سخت است، تا حدی به این دلیل که ما، به عنوان انسان، به انجام برخی اقدامات و گرفتن نتیجه ای از آن عمل عادت کرده ایم. در ریاضیات 2+2 همیشه 4 است. اگر یک ساز بزنیم، هر بار که یک نت خاص را می نوازیم همیشه یکسان می شود. اما اینجا در معاملات گاهی اوقات فکر می‌کنیم که داریم همان عمل را انجام می‌دهیم، سیستم یا استراتژی خود را دنبال می‌کنیم، سیگنالی در استراتژی خود داریم و نتایج یکسانی دریافت نمی‌کنیم، گاهی اوقات این معاملات منجر به برد می‌شوند، گاهی اوقات زمانی که بازخورد مثبتی از بازار نداریم، اندازه گیری موفقیت یا پیشرفت بسیار سخت است.

انتظارات ما در مورد موفقیت در بازار با آنچه در زندگی تجربه می کنیم بسیار متفاوت است. در شرایط سخت بازار اینکه بتوانیم موفقیت مداوم بدست آوریم کاری سخت است و باعث می شود احساس عدم موفقیت و پیشرفت به ما دست دهد. برای همین در اینجا به مواردی بپردازیم که برای پیشرفت مداوم شما و بودن همیشگی در بازار نیاز هست بپردازیم:

معیار خود باشید

چگونه می توانیم تعریف کنیم که موفقیت برای هر یک از ما چیست؟ باید بدانید موفقیت یعنی که هر بار چه میزان نسبت به قبل و به طور مداوم پیشرفت کنیم. این واقعیت که همه ما پیشینه‌های مختلف، اندازه حساب‌های مختلف، مهارت‌های مختلف، زمان در دسترس متفاوت داریم، این مسیر بسیار متفاوتی است که هر معامله‌گری باید از آن عبور کند و شما باید شروع به اندازه‌گیری خودتان با خودتان کنید، باید شروع به مقایسه خودتان با خودتان کنید و سپس ببینید آیا پیشرفتی داشته اید یا خیر.

معیار خود باشید، از مقایسه خود با دیگران دست بردارید و شروع به مقایسه خود با نتایج 100 معامله قبل یا یک ماه قبل یا یک سال قبل کنید. آیا شما یک معامله گر بهتر هستید یا یک معامله گر بدتر؟ این پیشرفت معامله‌گران با احساس معامله‌گران با احساس را تصدیق کنید. موفقیت در تجارت بسیار نسبی است. اگر یک معامله گر بازنده بودید و اکنون یک معامله گر سربه سر هستید، این یک نوع موفقیت است. اگر شما یک معامله گر سربه سر هستید و سپس تبدیل به یک معامله گر ثابت می شوید، بهتر است، و از ثبات تا سودآوری شروع می کنید به بهتر شدن، اما این کار زمان می برد.

اکنون وقتی به نتایج فکر می معامله‌گران با احساس کنیم، البته پول نتیجه نهایی معامله است ، باید به این فکر کنیم که چه چیزی واقع بینانه است؟ اندازه حساب ما چقدر است؟ و چه چیزی می توانیم از آن به دست آوریم؟ ما نمی توانیم از یک حساب بسیار کوچک انتظار داشته باشیم که پول زیادی به دست آورد، این چیزی است که واقع بینانه نیست. شما این را از قبل می دانید، بنابراین ما باید در مورد نتایج خود به روشی واقع بینانه فکر کنیم و تجارت را به عنوان حرفه ای در نظر نگیریم که می تواند میلیون ها دلار را خیلی سریع یا با یک حساب کوچک به شما بدهد زیرا این واقع بینانه نیست.

همین امر در مورد زمان نیز صدق می کند. به مدرک دانشگاهی فکر کنید، ما سال ها از زندگی خود را سرمایه گذاری می کنیم تا در کاری حرفه ای شویم و بنا به دلایلی می خواهیم بازدهی و موفقیت فوری داشته باشیم و باید به یاد داشته باشیم که تجارت به سال ها تمرین و تجربه نیاز دارد، بنابراین شما باید به زمان متعهد باشید. ممکن است در مورد 10000 ساعت مورد نیاز برای تسلط بر برخی مهارت ها شنیده باشید( هر نوع مهارتی که کاربردی و عملی است)، بنابراین شاید برای حرفه ای شدن در معامله گری هم نیاز به معامله‌گران با احساس 10000 معامله در بازار داشته باشید و باید زمان در دسترس و آزاد خود را جهت انجام این تعداد معامله را در نظر بگیرید.

شما ممکن است شغل دیگری داشته باشید، بنابراین مجبور به معامله در تایم فریم های بزرگ‌تر هستید و در نتیجه ستاپ های کمتر و زمان کمتری خواهید داشت و اگر زمان آزاد بیشتری برای تمرین داشته باشید، شاید مسیرتان کوتاه‌تر شود، اما این نکته را فراموش نکنید که ما باید درک کنیم واقعیت ما چیست و زمان در دسترس ما برای تمرین چقدر است و نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که در کمتر از شش ماه، یک سال یا دو سال به موفقیت های بزرگ در معاملات دست پیدا کنیم. کمتر از این مدت زمان در واقع بسیار نامعقول و غیر منطقی است!

فومو چیست؟

فومو چیست؟

سلام. در این بلاگ کاربردی همانطور که از تیتر اصلی مقاله نیز مشخص است، قصد داریم در مورد FOMO صحبت کنیم و معنای این عبارت پرتکرار در دنیای معامله‌گری را نیز مورد ارزیابی قرار دهیم. پس با ما همراه باشید.

آَشنایی با فومو یا FOMO

اگر در بازار فارکس، ارز دیجیتال و یا دیگر بازارهای مالی فعالیت داشته باشید احتمالا بارها و بارها کلمه‌ی فومو را شنیده‌اید. عبارت FOMO به طور کلی محفف کلمات Fear Of Missing Out به معنای ترس از دست دادن می‌باشد که شاید بتوان گفت تمامی معامله‌گران مبتدی تا خبره‌ی بازارهای مالی این حس را برای دفعات زیادی تجربه کرده و با حال و هوای آن آشنایی کامل دارند.

شاید برایتان جالب باشید بدانید که این حس و حال صرفا مختص بازارهای مالی نیست و به طور کلی می‌توان در بسیاری از مسائل زندگی نیز آن را تجربه نمود. در حقیقت ترس از دست دادن یک موقعیت یا جا‌ماندن، چیزی است که امروزه بسیاری از افراد جامعه با آن رو به رو هستند و احتمالا بارها و بارها آن را تجربه کرده‌اند.

در ادامه‌ی این مقاله آموزشی قصد داریم کمی بیشتر در مورد مفهوم فومو در بازارهای مالی و تاثیر آن در معامله‌گری صحبت کنیم و نکات جذابی را نیز در این مورد مطرح کنیم.

ترس از دست دادن یا FOMO در معامله‌گری

ترس از دست دادن موقعیت‌های معاملاتی یکی از اصلی‌ترین مشکلاتی است که تریدر‌های مبتدی تا حرفه‌ای ممکن است با آن رو به رو شوند. اگر برای حتی مدت کوتاهی بازارهای مالی را زیر نظر گرفته باشید، حتما در بسیاری از مواقع که برد یا سود کردن دیگران از معاملاتشان را نظاره‌گر بودید، احساس FOMO را نیز تجربه کرده‌اید. در چنین مواقعی که فرد از یک موقعیت سودده جا می‌ماند و موفقیت دیگران در آن موقعیت را مشاهده می‌کند، ترس عجیبی در درونش شکل می‌گیرد و احساس می‌کند که از قافله جامانده و ممکن است برای جبران این جاماندن از دیگران دست به اقداماتی بزند که هرگز نتیجه‌ی مثبتی را به دنبال نخواهند داشت.

در حقیقت این ترس از دست دادن موقعیت‌ها ممکن است منجر به ایجاد یک نیروی محرکه در معامله‌گر شده و او را وادار به انجام اقداماتی احساسی و غلط کند که هرگز قسمتی از استراتژی معاملاتی وی نبوده و طبیعتا نتیجه‌ی جالبی برای فرد نیز نخواهد داشت.

اما از کجا باید متوجه شویم که دچار ترس یا فومو شده‌ایم؟ برای تشخیص این احساس بهتر است به رفتار خود بیشتر دقت کنید. برخی از معامله‌گرانی که دچار این ترس می‌شوند اغلب افکار یا جملاتی شبیه به این چند مورد را در سر دارند:

  1. این یک فرصت عالی برای کسب سود بود و من از همان ابتدا آن را می‌دانستم. پس بهتر است اکنون سود باقیمانده را شکار کنم.
  2. افراد زیادی در مورد ورود به این معامله فکر یا صحبت می‌کنند. این معامله به احتمال زیاد سودده است.
  3. من با ورود به این معامله و سود بی‌نظیری که دارد می‌توانم بسیاری از ضررهای گذشته را به صورت یکجا جبران کرده و سود زیادی نیز به دست آورم.
  4. من نباید این موقعیت را از دست بدهم. اکنون که بازار در حال رشد است باید وارد معامله شوم. به هر حال معامله‌گر باید ریسک‌پذیر و شجاع باشد.
  5. و …

هر زمان افکاری مانند چند مورد ساده‌ای که به آن‌ها اشاره کردیم را داشتید بدانید که ممکن است اسیر فومو شده باشید و بهتر است فقط تماشاگر بازار بوده و منتظر فرصت‌های بعدی باشید. همانطور که در مقالات قبلی آموزش فارکس نیز اشاره کردیم، یک معامله‌گر باید همیشه تنها بر اساس استراتژی معاملاتی خود کار کند و هزگز احساسات و هیجانات خود را در معاملات دخالت ندهد. البته بدیهی است که این موضوع نیازمند تمرین و تجربه‌ی بالا می‌باشد و با گذشت زمان شما خواهید توانست این احساسات را به میزان زیادی کنترل کنید.

FOMO چیست؟

چند نکته مهم برای جلوگیری از فومو

برای این که بتوانید جلوی FOMO در معامله‌گری را بگیرد چند نکته و راهکار کاربردی وجود دارد که عبارت است از:

  1. همیشه به عنوان یک معامله‌گر که در حال گذراندن مراحل ابتدایی آموزش بازار فارکس است به خاطر داشته باشید که فرصت‌های معاملاتی همواره به صورت نامحدود در بازار وجود خواهند داشت و شما می‌توانید برای موقعیت معاملاتی بعدی صبر کنید. پس استرس بی‌دلیل نداشته باشید و فقط منتظر نقطه ورود بعدی بمانید.
  2. به خاطر داشته باشید که احساس ترس یا فومویی که دارید موضوعی کاملا رایج بین تمام معامله‌گران است و برای این که بتوانید از این بازار سود کسب کنید باید به آن عادت کرده و سعی کنید کنترل حالات روانی خود را به دست بگیرید.
  3. مهم‌ترین رکن معامله‌گری داشتن یک پلن یا استراتژی معاملاتی مکتوب می‌باشد. زمانی که شما یک استراتژی مشخص دارید دیگر دلیلی برای ترس و نکرانی وجود نخواهد داشت و شما می‌توانید فقط با تکیه بر پلن معاملاتی خود، در بازار فرصت‌های معاملاتی را شکار کنید.
  4. داشتن یک ژورنال معاملاتی از تاریخچه‌ی ترید‌های شما، به شما کمک می‌کند تا درک بهتری نسبت به گذشته‌ی خود و عملکرد استراتژیتان داشته باشید که همین موضوع باعث کاهش میزان ترس شما خواهد شد.
  5. به خودتان زمان بدهید. با کسب تجربه در معامله‌گری قطعا هیجانات اولیه‌ی شما برای ورود به معاملات کاهش پیدا کرده و رفته رفته افکار منطقی جای ترس و نگرانی را در ذهن شما خواهند گرفت.

مطالب مرتبط با این قسمت از مقالات کاربردی آکادمی دکتر رضا رضایی در همین بخش به پایان می‌رسد. در قسمت بعدی به بررسی دیگر مفاهیم بازاهای مالی خواهیم پرداخت.

به خاطر داشته باشید که ریسک انجام معامله توسط تمامی مطالب آموزشی این وب‌سایت تماما به عهده کاربران یا معامله‌گران می‌باشد.

روانشناسی معامله ‌گری در بورس

روانشناسی معامله گری در بورس

به عقیده‌ی تمامی بزرگان عرصه ترید و معامله‌گری، داشتن یک ذهن قوی برای این کار از داشتن تمامی دانش‌های تحلیلی اهمیت بیشتری دارد. چه بسا هستند بسیاری از افراد مختلف که با کوله باری از آموخته‌های گوناگون و تکنیک‌های مختلف به این وادی گام نهاده اما به علت عدم تسط بر روان خود و آشنا نبودن با روانشناسی معامله‌گری خیلی زود مجبور به قبول شکست شده و این کار را رها کرده‌اند. در این مقاله به روانشناسی معامله ‌گری در بورس خواهیم پرداخت و به نکاتی اشاره خواهیم کرد که میتواند در این زمینه بسیار مفید باشد.

روانشناسی معامله‌گری یک مهارت روانی اکتسابی

برای رسیدن به موفقیت در بازارهای مالی سه موضوع اکتسابی وجود دارد که باید انها را آموزش دید و فرا گرفت:

  • مدیریت ریسک و سرمایه
  • استراتژی معاملاتی
  • روانشناسی معامله یا معامله گری

تکنیک‌ها و دانش روانشناسی معامله‌گری و به عبارتی داشتن یک ذهن قوی و حرفه ای، تفاوت یک تحلیلگر و یک معامله‌گر را مشخص میکند.

یک تحلیلگر با روش‌های تحلیلی سعی می کند که روند آتی یک سهم را پیش بینی کند و خوب اگر تحلیلش با خطا مواجه شود هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد، اما یک معامله‌گر می‌تواند با یک تصمیم اشتباه (که میتواند نه از روی تحلیل بلکه از روی هیجانات و احساسات باشد) ضررهای سنگینی را به بار آورد. اینجاست که روانشناسی معامله‌گری مطرح می‌شود و در واقع تفاوت معامله گری و تحلیلگری در همین معامله‌گران با احساس روانشناسی معامله و مسائل روانی است.

در واقع ما برای تحلیل گری نیازی به دانش روانشناسی معامله‌گری نداریم اما برای معامله‌گری این روان، اعصاب و احساسات معامله گر هست که می تواند در معاملات او اختلال ایجاد کند و مانع اجرای درست آموخته‌های او شود.

در ادامه شما را با مهم‌ترین احساسات انسانی آشنا خواهیم کرد که در معاملات ما اختلال ایجاد کرده و باعث ضرر و زیان ما می‌شوند. در هر بخش راهکاری برای مدیریت و حذف این احساسات از معاملات ارائه شده است.

احساس زیان گریزی در روانشناسی معامله

زیان گریزی در روانشناسی معامله در بورس

زیان گریزی در روانشناسی معامله ‌گری در بورس چیست؟ یکی از موارد مهم در روانشناسی معامله‌گری در بورس و دیگر بازارهای مالی‌ احساسی به نام زیان گریزی است. احتمالاً شما با مفهوم حد ضرر آشنا هستید و می‌دانید که حد ضرر در یک استراتژی معاملاتی یکی از ارکان اساسی محسوب می‌شود. همگی میدانیم به محض اینکه قیمت سهم به حد ضرر رسید باید سهم را فروخت، در حالی که معمولا حس زیان گریزی این اجازه را به تریدر یا معامله‌گر نخواهد داد.

او سهم خود را به امید اینکه شاید قیمت برگردد (بر خلاف این که حد ضرر را از ابتدا مشخص کرده بود) نمی‌فروشد و بعد از این داستان احتمالاً قیمت‌های بسیار پایین‌تر خواهد رفت و همین تعلل برای فروش و دادن اجازه‌ی رشد به ضرر باعث خواهد شد که بسیاری از معامله‌گران در بازارهای مالی دچار ضررهای سنگینی ‌شوند که تماماً برمی‌گردد به احساس زیان گریزی انسان.

آدمی به صورت طبیعی از ضرر و زیان فراری است و به خیال اینکه تا وقتی که سهم را به فروش نرسانده است ضرر نکرده است، از این کار اجتناب می‌کند و به حد ضرر خودش پایبند نخواهد بود. در واقع شما با فروش سهم در حد ضرر، ضرر را قبول می‌کنید، پس حس زیان گریزی انسان جلوی این کار را می‌گیرد. علی‌رغم اینکه اکثر اساتید بزرگ در زمینه معامله‌گری، بر داشتن حد ضرر و رعایت آن تاکید دارند، باز هم شاهد هستیم افراد زیادی به علت آشنا نبودن با احساس زیان گریزی، به دام این احساس میافتند و به حد ضرر خود پایبند نیستند.

راه کار:

برای غلبه بر این احساس فقط باید آن را بشناسید! همین شناخت کافی است که به دام آن گرفتار نشوید. اگر متن بالا را مطالعه کرده‌اید، از این به بعد می‌توانید این احساس را در معاملات خود کنترل کنید.

احساس ترس در معاملات

ترس در روانشناسی معامله گری

در قسمت قبل در مورد زیان گریزی صحبت کردیم و دیدیم که این احساس می‌تواند باعث عدم رعایت حد ضرر در معاملات یک تریدر شود. یکی دیگر از احساسات غالب در فطرت انسانی که باعث می‌شود یک معامله‌گر نتواند از دانش خود به درستی بهره گیرد احساس ترس است. ترس به صورت‌ها و شکل‌های مختلف می‌تواند در معاملات یک معامله‌گر ظاهر شود و باعث اختلال در روند صحیح معاملات شود.

یکی از انواع ترس در واقع ترس وارد نشدن به معامله برای جلوگیری از ضرر احتمالی است.

در واقع در این حالت معامله گر از ترس اینکه ضرر نکند، به یک معامله وارد نمی شود و فرصت‌های خوبی را از دست می‌دهد. یا برای مثال با دیدن دو کندل منفی، شخص شروع به خیال پردازی میکند و سهم را در قیمت‌های بسیار پایین تصور میکند و همین تخیلات و ترس‌ها، او را از وارد شدن به معامله باز می دارد.

در واقع این ترس نیز به نوعی از همان حس زیان گریزی انسان نشات می‌گیرد. انسان به صورت ذاتی از ضرر گریزان است و در هنگامی که هیچ معامله‌ی بازی ندارد (هیچ سهمی ندارد) این ترس و زیان گریزی باعث می‌شود که موقعیت‌های مناسبی را از دست بدهد.

راه کار:

آموزش گام به گام تحلیل بنیادی برای انتخاب سهم مناسب

برای دانلود کتاب آموزش گام به گام تحلیل بنیادی روی لینک زیر کلیک کنید.

آیا میخواهید در بورس به موفقیت برسید؟ آیا نمیدانید چگونه یک سهم را از منظر بنیادی تحلیل کنید؟ نبود منبع آموزشی مناسب در زمینه تحلیل بنیادی انگیزه ای شد تا در یک کتاب آموزشی به زبانی کاملا ساده و کاربردی، به کمک تصاویر گویا و آموزش گام به گام، روش انتخاب یک سهم را بر اساس نکات بنیادی آموزش داده ایم. قطعا این روش آموزشی را در هیچ کجا پیدا نخواهید کرد! این کتاب الکترونیکی را به تمام کسانی که می خواهند در بازار بورس به موفقیت مستمر برسند توصیه میکنیم .

به علت تعلل‌های زیاد و وسواس زیاد در انجام معامله، معمولا این افراد نمی‌توانند معاملات خوبی داشته باشند. برای رهایی از این مشکل، یک معامله‌گر اولا باید به صورت ذاتی ریسک پذیر باشد. این یک چیز اکتسابی نیست. اگر شما هیچ ریسک پذیری در وجود خود ندارید این حرفه‌ بدرد شما نمی‌خورد. در وهله بعدی باید سعی کنید اعتماد به نفس خود را بالا برده و بر اساس یک استراتژی مشخص از قبل تعیین شده (مانند یک ربات) معاملات خود را انجام دهید.

احساس انتقام در روانشناسی معامله گری در بورس (پدیده‌ی زنجیره‌ی ضرر)

انتقام در روانشناسی معامله گری در بورس

در میان افرادی که معامله‌ی خودشان را با ضرر می‌بندند (حد ضرر را رعایت میکنند) هستند افرادی که بلافاصله می‌خواهند ضرر خود را جبران کنند و به نوعی از بازار انتقام بگیرند!

یک پدیده‌ای وجود دارد به نام زنجیره ضرر که باعث می‌شود معامله‌گر ضرر‌های متوالی را به علت عجله در انجام معاملات معامله‌گران با احساس متحمل شود.

توصیه خیلی ساده تریدرهای بزرگ به این دسته از معامله گرها این است که بعد از انجام یک معامله زیان ‌ده به هیچ عنوان تا مدتی حق ندارند معامله انجام دهند. علت این امر آن است که معمولاً وقتی که یک معامله گر یک معامله زیان‌ده را پشت سر گذاشته است، از نظر ذهنی توانایی درست تحلیل بازار را ندارد و در ذهن خود به دنبال یک نوع انتقام گیری از بازار است و همین احساس باعث می‌شود که تصمیمات هیجانی و تحلیل‌های نادرست داشته باشد و در نهایت معامله بعدی او نیز با ضرر همراه باشد.

نتیجه‌گیری

بنابراین عجله در انجام معاملات برای جبران ضرر‌های قبلی سمی مهلک برای یک معامله‌گر هست که می تواند باعث زنجیره‌ی ضرر برای یک معامله‌گر شود. در روانشناسی معامله ‌گری در بورس تا حدی که ممکن است دیگر نتواند زیان‌های پشت سرهم خود را جبران کند. بنابراین به یاد داشته باشید بعد از هر معامله زیان‌ده به جای اینکه به معامله جدید دست بزنید به دنبال چرایی ضرر معامله قبلی خود باشید، کمی از بازار فاصله بگیرید و با ذهنی پاک به انجام معامله‌ی بعدی بپردازید.

غرور معامله‌گری در روانشناسی معامله در بورس

غرور معامله گری در روانشناسی بازار

یکی دیگر از احساسات منفی در یک معامله گر غرور معامله گری است. غرور معامله گری یک نوع غرور کاذب است که در طی انجام معاملات سودآور در یک فرد به وجود می آید. همه ما احتمالا این حس را تجربه کرده ایم، زمانی که چندین معامله موفق انجام داده‌ایم و خوشحال از سودهای عالی، قند در دلمان آب میشد! در آن زمان‌ها احتمالا با خودمان گفتیم که دیگر کار تمام است و دست بازار رو خوانده‌ام و دیگر ضرر نمیکنم. اما بعد از چند مدت ورق برگشته و سودها را به بازار پس داده‌ایم و روی دور ضرر کردن افتادیم!

فرد ممکن است به علت این غرور کاذب دست به کارهایی بزند که ریسک بالایی دارد و همین موضوع باعث فراموش شدن اصل اول سرمایه گذاری یعنی حفظ سرمایه شود و در نهایت منجر به ضرر سنگینی برای یک معامله‌گر شود.

هر جا که گمان کردید معاملات شما سودهای خوبی را به شما هدیه داده است، به جای اینکه دچار غرور معامله‌گری شوید، بروید و ببینید چه چیزی باعث سود شما بوده است و آیا این سود بر اساس تحلیل شما بوده است یا بر اساس یک تصادف! اگر هم بر اساس تحلیل شما بوده است همچنان قانون احتمالات در بازار سرمایه را از یاد نبرید.

هیچ تحلیلگر با تجربه‌ای با قطعیت سخن نمی‌گوید و همواره احتمالات را در نظر می‌گیرد. بورس بازی احتمالات است، بنابراین می‌تواند همواره تحلیل شما درست نباشد. شاید باید عمیق‌تر به این مسئله نگاه کنیم اما در همین قدر کفایت می‌کند که بدانیم نه معاملات پرسود همیشه پا بر جا خواهد ماند و نه معاملات زیان ده، تنها چیزی که در واقع برای ما می‌ماند برآیند این سود و زیان‌ها است که باید در بلند مدت بررسی شود و بازدهی معاملات ما در بازار مورد موشکافی قرار بگیرد.

در معامله گری بسیار مهمه که دچار غرور کاذب نشیم. چون دقیقا همان موقعی که فکر می‌کنید دست بازار برای شما رو شده است، بازار چنان درسی به شما میدهد که تا همیشه در یادتان باقی خواهد ماند. نه سودها و نه ضررها نباید تعادل روانی شما را بر هم بزند.

بورس بازی احتمالات

احتمالات در بورس و تحلیل سهام

در قسمت قبل در مورد غرور معامله گری صحبت کردیم. دیدیم که غرور کاذب در معامله گری می‌تواند باعث به خطر افتادن سرمایه‌ی یک سرمایه‌گذار شود و ریشه ایجاد این غرور در یک معامله‌گر این موضوع است که او فراموش می‌کند که در بورس احتمالات حاکم است و هیچ تحلیلی با قطعیت نمی‌تواند اعلام روند آتی یک سهم چگونه است.

بنابراین احتمالات بر بازار همیشه حاکم است و درک این احتمالات یکی از سخت‌ترین مباحث موجود در روانشناسی معامله ‌گری در بورس است.

در اینجا بازی احتمالا در بورس را بیان خواهیم کرد:
📝 فرض کنید من چشم بسته و کاملا تصادفی یک سهمی را خریداری میکنم، واضح است که با احتمال 50 درصد سود خواهم کرد و با احتمال 50 درصد ضرر، چون قیمت به هر حال یا افزایش میابد یا کاهش. در تحلیل سهام ما به کمک اطلاعات، الگوها و تکنیک‌های اثبات شده، این تعادل احتمالات را به نفع سود بر هم می‌زنیم.

مثلا اگر به جای اینکه چشم بسته یک سهم را انتخاب کنیم، سهمی را انتخاب کنیم که از نظر تکنیکالی روی خط حمایت قرار دارد، در این صورت دیگر آن احتمال 50/50 به هم خورده است و تبدیل می‌شود به مثلا 60/40، یعنی با احتمال 60 درصد سود می‌کنیم با احتمال 40 درصد ضرر (زیرا در گذشته سهمی که روی حمایت بوده است با احتمال 60 درصد رشد کرده است)، یعنی اگر من 10 معامله با این استراتژی انجام دهم، در 6 معامله سود خواهم معامله‌گران با احساس معامله‌گران با احساس کرد و در 4 معامله ضرر، پس برایند معاملات من سودآور خواهد شد. این کل داستان بازی احتمالات در تحلیل بورس است.✅

همچنین احتمالا مقاله روانشناسی بازار بورس برای شما جالب خواهد بود.

آموزش گام به گام تابلوخوانی پیشرفته در بورس

برای دانلود کتاب آموزش گام به گام تابلوخوانی پیشرفته روی لینک زیر کلیک کنید.

تابلوخوانی در کنار تحلیل بنیادی و تکنیکال، بعد سوم بورس است. همه چیز در تابلوی معاملات سهم وجود دارد، اطلاعاتی که شاید در نگاه اول کسی متوجه آنها نشود اما با یادگیری تکنیک های تابلو خوانی و بازار خوانی می توانید به اطلاعات زیادی دست پیدا کنید و بر این اساس معاملات پر سودتری داشته باشید. در کتاب آموزش تابلو خوانی پیشرفته به مطالبی خواهیم پرداخت که در هیچ کلاس یا کتابی به شما آموزش نمی دهند. تکنیک هایی که حاصل سالها تجربه در بازار سرمایه است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.